پیشامد . Pishamad
اگر با من هم نوا و همسفر شدی تورا به مقدسات عالم قسم آهسته گام بردار.
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانهای گفت یا آب است یا خاک است یا پروانهای! گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟ گفت یا برق است یا باد است یا افسانهای! گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟ گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانهای! گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟ گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانهای! ابوسعید ابوالخیر در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند . یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند . تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود . اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد . آنها ساعتی با یکدیگر صحبت میکردند . از همسر ، خانواده ، فرزندان ، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند . هر روز بعدازظهر بیماری که تختش در کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف میکرد . بیمار دیگر در مدت این یکساعت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون روحی تازه می گرفت . مرد کنار پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت ، این پارک دریاچه زیبائی داشت ، مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بودند . درختان کهن منظره ی زیبائی به آنجا بخشیده بودند و تصویری زیبا از شهر در افق دو ر دست دیده می شد ، مرد دیگر نميتوانست آنها را ببیند ، چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد و احساس زندگی میکرد . روزها و هفته ها سپری شد ، یک روز صبح رستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود . جسم بی جان مرد کنار پنجره را دید که در خواب و در کمال آرامش از دنیا رفته بود ، پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند . مرد دیگر تقاضا کرد که او را به تخت کنار پنجره منتقل کنند . پرستار این کار را برایش انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد . آن مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون پنجره بیاندازد . حالا او میتوانست زیبائیهای بیرون پنجره را با چشمان خودش ببیند . هنگامی که از پنجره به بیرون نگاه کرد با کمال تعجب با یک دیوار بلند آجری مواجه شد *** مرد پرستار را صدا زد و از او پرسید : چه چیزی هم اتاقیش را وادار میکرده تا چنین مناظر دل اگیزی را برای او توصیف کند ؟ پرستار پاسخ داد : شاید او با چشم بینای دل آنطور دنیا را می دید و برای تو به تصویر می کشید و می خواست به تو قوت قلب بدهد چون آن مرد اصلاً نا بینا بود و حتی نمی توانست آن دیوار بلند را ببیند ... يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال
پيشاپيش، حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لايزال الهي و تجديد حيات طبيعت مي باشد را به تمامي دوستان عزيز تبريک و تهنيت عرض نموده و سالي سرشار از سلامتي ، برکت و معنويت را از درگاه خداوند متعال و سبحان براي شما خوبان مسئلت مي نمايم. با آروزي بهترين و شادترين روزهاي زندگي در كنار خانواده محترمتان تعطیلات خوش بگذره ۹۰/۱۱/۶ شب ۵شنبه ساعت ۲۴ انتخاب واحد شروع میشه همه دستگاه و سایت دانشگاه ...قفل شد! مگه میشه وارد سایت شی ۲ دقیقه نگذشت! برق رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (ای دی اس ال) . . . .............الو سلام اداره برق!؟ چرا سرساعت ۲۴ باید برق ها بره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .............تست نورافشانی برای۲۲بهمن داریم برای چند دقیقه باید برق را قطع میکردیم زمان داره میگذره ! تمام کلاس ها پرشد ! ما همچنان منتظریم! شده یک واحد برداریم برق امد از جهاتی خندم گرفته بود با هزار مکافات وارد شدیم اخطار: (( مبلغ بدهکاری شما ۵۰۰۰۰۰ریال میباشد مثل اینکه همه چیز دست به دست هم داده تا ما امشب همون یک واحد هم برنداریم بالاخره به صفحه اصلی دست یافتم تند تند شماره گروه و کد درس را وارد کن تا ظرفیت پر نشده درسی بگیرررررررررررر! اخطار: (( درسهای انتخاب شده شما پیشنیاز دارد)) ساعت ۲نصف شب وما هنوز بی نتیجه ! فقط یک واحد میگن بعد از هر سختی اسونی هست بالاخره هر درسی مونده بود برداشتیم و از سایت خارج شدیم که چشممون بهش نخوره
هیچکس مثل این نمیتونه نشون بده که هیچی نشده / عکس متحرک

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
أمير المؤمنين 12 حرف
هؤلاء الاطهار 12 حرف
بدنبالش اینترنت قطع شد![]()
.....
حالا مگه وارد سایت میشه!
از جهاتی هم ![]()
))![]()
![]()
![]()
بما درس بدید!!!!!!!!!!!!![]()

حرکاتی ساده اما اثر بخش با فشار درمانی !
-- 
| Design By : Pars Skin |


















