پیشامد . Pishamad
جاده ی زندگی لغزنده است، با زنجـیر ایمان حرکت کنید
به به چه بوی خوشی میاد . بوی ماه رمضان . ماه مهمانی خـــدا ، ماه ضیاقت العشق ، ماه بزم و عاشقی ، ماه . . . دعوتنامه هم که فرستاده . همـه رو به این مهمونی دعوت کرده . باید کم کم آماده بشیم بریم مهمونی. حیفه به ایــن مهمونی دیر برسیم. آخه این مهمونی با همه ی مهمونیها فرق می کنه . چـــرا ؟؟؟ خب معلومه چرا ، چون توی این مهمونی برای صاحب مهمونی دعوت شده ها اصـلا فرق نمی کنن . همه جور آدمو دعوت کرده از فقیر تا غنی ،سیاه و سفید، کوچیـک و بزرگ ،پیر و جوان ، از آدم خوبا تا آدم بدا ، از . . . خلاصه همه هستن .چه مهمونـــی باصفاییه .فکرشو بکن ! از دست ندیم " شاید امسال اخرین مهمانیمون باشه" ..........
سلام به همه دوستان گل میدونم خیلی وقته مطلبی ننوشتم یه مدتی هست که وبلاگم به روز نیست از همه دوستانی که در این مدت به وبلاگ امدند تنهام نذاشتند ممنونم مطمئن باشید بنده هم شما را فراموش نکردم. دلم خیلی برای اینجا تنگ شده بود یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه ء احزان شود روزى گلستان غم مخور اى دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل در سرکشى اى مرغ خوشخوان غم مخور دور گردون گر دو روزى بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نومید چون واقف نئى از سر غیب باشد اندر پرده بازیهاى پنهان غم مخور در بیابان گر به شوق کعبه خواهى زد قدم سر زنشها گر کند خار مغیلان غم مخور اى دل ار سیل فنابنیاد هستى بر کند چون ترا نوح است کشتى بان ز طوفان غم مخور حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب جمله میداند خداى حال گردان غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهى نیست کانرا نیست پایان غم مخور حافظا در کنج فقر و خلوت شبهاى تار تابود وردت دعا و درس قرآن غم مخور خداي من، آواي ملكوتي يا مقلب القلوب و الابصار مي آيد تو مرا مي خواني كه بخوانمت؟ اين منم با حسرت سالهاي رفته يا مدبر اليلل و النهار اين منم با هزاران اميد به سالهاي پيش رو يا محول الحول و الاحوال خداي من بندگي ام را بپذير، التماس مرا بشنو حول حالنا حول حالنا حول حالنا خداي من آرزويم چه شد؟ الي احسن الحال خوب من ، بوي عطر تحويل مي آيد چه مبارك تقديري ! لحظه هايتان پر نور، دل هايتان آرام، لبهايتان هميشه خندا ن باد آمين ســــــــــــــــــــــــــــــال نو مبارک • دو چیز را هیچ وقت فراموش مکن . اول خدا دوم مرگ . • دو چیز را همیشه فراموش کن . اول به کسی خوبی کردی دوم کسی به تو بدی کرد . • در مجلسی وارد شدی زبان نگاه دار . • در سفره حاضر شدی شکم نگاه دار . • در خانه ای وارد شدی چشم نگاه دار . • در نماز ایستادی دل نگاه دار. • دنیا دو روز است یک روز با تو ویک روز علیه تو . • روزی که با توست مغرور نباش . • روزی که علیه توست صبور باش سلاممممممممم به همه دوستان امیدوارم که حال همتون خوب باشه به خاطرسفری که در پیش داشتم، نتونستم مطلبی بنویسم از همه دوستان که در نبودم به وبلاگ سر زدند و با نظرات خود مرا همراهی کردند کمال تشکر دارم در این ایام ما را از دعای خیرتون بی نصیب نذارید در محرم قلب سوزان مي خرند در محرم چشم گريان مي خرند در محرم هر كه شد محرم به دوست عطر بوي كربلا در قلب اوست در محرم دل هوايي مي شود با نگاهي كربلايي مي شود در محرم شيعيان زاري كنند همره مهدي عزاداري كنند التمااااااااااااااااااااااااس دعا زمستان روح انسانها را بهبهار سرسبزی و شكفتگی گوهر انسانی مبدل كرد. عیداست و شادی نه عید نوروز جشن مسیحاست نامش کریسمس اغوش مریم نوری مبین است بس می درخشد اینجاوانجا بلبل زشادی با صد ترانه برشاخه شاخه هی می زند پر فصل زمستان چه نو بهاریست دشت و دمن شد با غنچه زیبا شبنم به گلها ناز است و غلطان رویایی گشته است دنیای گلها تن پوش و روشن هر جا صفایی است از سوز سردی انجا نمایان صد لاله در باغ بر سبزه حالی است این لطف و رحمت از ان الله است صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت وی را بشارت داده بودند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت ١٥٠٠ سال نگاشته شده است, شامل ٣٠٠ نبوت در مورد آمدن وي ميباشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه و معجزات بسيار، تماماً به واقعيت پيوستند. زندگياي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان ميكنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. ". یا علی جان دستی گیــــــــــــــــــــــر صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. عیدتون مبــــــــــــــارک به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک ! چرا باید به دور تو بگردم ؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم ! التمـــــــــــــــاس دعا مردم اغلب غیر منطقی خود محور و متعصب هستند در هر حال انها را ببخش . اگر مهربان باشی مردم تو را متهم میکنند که پشت این مهربانی ها هدف های خود خواهانه پنهان شده است در هر حال مهربان باش . اگر موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان واقعی به دست خواهی اورد در هر حال موفق شو . اگر صادق و صریح باشی ممکن است تو را فریب دهند در هر حال صادق و صریح باش . چیزی را که برای ساختنش سال ها تلاش کرده ای میتوانند در یک شب نابود کنند در هر حال تو بساز . اگر ارامش و خوشبختی را بیابی مورد حسد واقع می شوی در هر حال به دنبال خوشبختی باش. کار خوب امروز تو را اغلب افراد فردا فراموش می کنند در هر حال تو کار خوبت را انجام بده . بهترین هایت را به دنیا بده و این ممکن است هرگز کافی نباشد در هر حال تو بهترین هایت را به دنیا بده . می دونی... ! در اخر هر چه بوده بین تو و خداست در هر حال هیچ کدوم بین تو و انها نبوده
![]()
Do not drink coffee TWICE a day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
Do not take pills with COOL water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.
Do not have HUGE meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای حجیم خوداری کنید.
Reduce the amount of TEA you consume
مصرف چای روزانه را کم کنید
Reduce the amount of OILY food you consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده
های غذایی کم کنید
Drink more WATER in the morning, less at night
در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.
Keep your distance from hand phone CHARGERS
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید.
Do not use headphones/earphone for LONG period of time
از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت
طولانی استفاده نکنید.
Best sleeping time is from 10pm at night to 6am in the morning
بهترین زمان خواب از ساعت 10:00
شب تا ساعت 6:00 صبح است
Do not lie down immediately after taking medicine before sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب
نروید.
When battery is down to the LAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت
امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.
Forward this to those whom you CARE about
لطفا" به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد.
![]()
![]()
![]()
و مگر عیسی مسیح نبود كه با نفسش زندگی را بر مرگ چیره نمود و با كلامش

برگرفته از تفسیر سوره مریم
اگـر رسيدن به مقام عقل و نبوت در كودكى , شگفت انگيز است , سخن گفتن در گهواره آن هم از كتاب و نبوت , شگفت انگيزتر است .
و به هر حال هر دو آيتى است از قدرت خداوند بزرگ , يكى از ديگرى بزرگتر, و اتفاقا هر دو مربوط به كسانى است كه با هم قرابت بسيار نزديك از جهت نسب داشتند چرا كه مادر يحيى خواهر مادر مريم بود, و هر دو زنانى نازا و عقيم بودند و در آرزوى فرزندى صالح به سر مى بردند.
آيـه مـى گـويد: ((و در كتاب آسمانى قرآن از مريم سخن بگو آنگاه كه از خانواده خود (به صورت مـتـواضـعـانـه و گمنام ) جدا شده و در يك منطقه شرقى قرار گرفت ))(واذكر فى الكتاب مريم اذانتبذت من اهلها مكانا شرقيا).
او در حـقيقت مى خواست مكانى خالى و فارغ از هرگونه دغدغه پيدا كند كه به راز و نياز با خداى خود بپردازد.
(آيه )ـ در اين هنگام , مريم ((ميان خود و آنان حجابى افكند)) تاخلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد (فاتخذت من دونهم حجابا).
((در ايـن هـنگام ما روح خود (يكى از فرشتگان بزرگ ) را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسان كـامـل بـى عيب و نقص و خوش قيافه اى بر مريم ظاهر شد))(فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا).
(آيه )ـ پيداست كه در اين موقع مريم از ديدن چنين منظره اى كه مردبيگانه زيبايى به خلوتگاه او راه يـافته چه ترس و وحشتى به او دست مى دهد ؟ لذابلافاصله ((صدا زد: من به خداى رحمان از تو پناه مى برم اگر پرهيزكار هستى )) (قالت انى اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقيا).
و اين نخستين لرزه اى بود كه سراسر وجود مريم را فراگرفت .
بردن نام خداى رحمان , و توصيف او به رحمت عامه اش از يك سو, وتشويق او به تقوا و پرهيزكارى از سوى ديگر, همه براى آن بود كه اگر آن شخص ناشناس قصد سوئى دارد او را كنترل كند.
(آيـه )ـ مـريـم با گفتن اين سخن در انتظار عكس العمل آن مرد ناشناس بود,انتظارى آميخته با وحـشـت و نـگـرانى بسيار, اما اين حالت ديرى نپاييد, ناشناس زبان به سخن گشود و ماموريت و رسـالـت عظيم خويش را چنين بيان كرد و ((گفت : من فرستاده پروردگار توام )) ! (قال انما انا رسول ربك ).
ايـن جـمـلـه هـمچون آبى كه بر آتش بريزد, به قلب پاك مريم آرامش بخشيدولى اين آرامش نيز چـندان طولانى نشد, چرا كه بلافاصله افزود: من آمده ام ((تا پسر پاكيزه اى (از نظر خلق و خوى و جسم و جان ) به تو ببخشم )) ! (لا هب لك غلا ما زكيا).
(آيـه )ـ از شنيدن اين سخن لرزش شديدى وجود مريم را فرا گرفت و بارديگر در نگرانى عميقى فرو رفت و ((گفت : چگونه ممكن است من صاحب پسرى شوم , در حالى كه تا كنون انسانى با من تـماس نداشته و هرگز زن آلوده اى نبوده ام )) ؟!(قالت انى يكون لى غلا م ولم يمسسنى بشر ولم اك بغيا).
او در اين حال تنها به اسباب عادى مى انديشيد.
(آيه )ـ اما به زودى توفان اين نگرانى مجدد با شنيدن سخن ديگرى ازپيك پروردگار فرو نشست او بـا صراحت به مريم ((گفت : مطلب همين است كه پروردگارت فرموده , اين كار بر من سهل و آسان است )) (قال كذلك قال ربك هوعلى هين ).
تـو كـه خوب از قدرت من آگاهى , تو كه ميوه هاى بهشتى را در فصلى كه دردنيا شبيه آن وجود نـداشـت در كنار محراب عبادت خويش ديده اى , تو كه ميدانى جدت ((آدم )) از خاك آفريده شد, اين چه تعجب است كه از اين خبر دارى ؟!.
سپس افزود: ((و ما مى خواهيم او را آيه و اعجازى براى مردم قرار دهيم ))(ولنجعله آية للناس ).
و ما مى خواهيم او را ((رحمتى از سوى خود)) براى بندگان بنماييم (ورحمة منا).
و به هر حال ((اين امرى است پايان يافته )) و جاى گفتگو ندارد (وكان امرا مقضيا).
(آيه )ـ.
مريم در كشاكش سخت ترين طوفانهاى زندگى :.
((سرانجام مريم باردار شد)) (فحملته ) و آن فرزند موعود در رحم او جاى گرفت .
((اين امر سبب شد كه او (از بيت المقدس ) به مكان دوردستى برود))(فانتبذت به مكانا قصيا).
او در اين حالت در ميان يك بيم و اميد, يك حالت نگرانى توام با سروربه سر مى برد, گاهى به اين مى انديشيد كه اين حمل سرانجام فاش خواهد شد, چه كسى از من قبول مى كند زنى بدون داشتن همسر باردار شود, من با اين اتهام چه كنم ؟.
امـا از سـوى ديگر, احساس مى كرد كه اين فرزند پيامبر موعود الهى است يك تحفه بزرگ آسمانى مـى بـاشـد, خـداونـدى كه مرا به چنين فرزندى بشارت داده و باچنين كيفيت معجزآسايى او را آفريده چگونه تنهايم خواهد گذاشت ؟.
(آيـه )ـ هر چه بود دوران حمل پايان گرفت , گرچه در اين حالت زنان به آشنايان و دوستان خود پـناه مى برند تا براى تولد فرزند به آنها كمك كنند, ولى چون وضع مريم يك وضع استثنايى بود و هرگز نمى خواست كسى وضع حمل او راببيند, با آغاز درد زائيدن , راه بيابان را پيش گرفت .
قـرآن در ايـن زمـيـنه مى گويد: ((درد وضع حمل , او را به كنار درخت خرمايى كشاند)) (فاجاها المخاض الى جذع النخلة ).
كه تنها بدنه اى از آن درخت باقى مانده , يعنى درختى خشكيده بود.
در اين حالت , توفانى از غم و اندوه , سراسر وجود پاك مريم را فراگرفت به قدرى اين توفان سخت بود كه اين بار بر دوشش سنگينى مى كرد كه بى اختيار((گفت : اى كاش پيش از اين مرده بودم و بكلى فراموش مى شدم )) ! (قالت يا ليتنى مت قبل هذا وكنت نسيا منسيا).
بـديـهـى اسـت تنها ترس تهمتهاى آينده نبود كه قلب مريم را مى فشرد,مشكلات و مصائب ديگر مـانند وضع حمل بدون قابله و دوست و ياور, دربيابانى تنهاى تنها, نبودن محلى براى استراحت , آبى براى نوشيدن و غذا براى خوردن , وسيله براى نگاهدارى مولود جديد, اينها همه امورى بود كه سخت او را تكان مى داد.
(آيـه )ـ اما اين حالت زياد به طول نيانجاميد و همان نقطه روشن اميد كه همواره در اعماق قلبش وجـود داشـت درخـشـيـدن گـرفت ;Š ((ناگهان از طرف پايين پايش صدا زد كه : غمگين مباش ! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرارداده است )) (فناديها من تحتها الا تحزنى قد جعل ربك تحتك سريا).
(آيه )ـ و نظرى به بالاى سرت بيفكن چگونه ساقه خشكيده به درخت نخل بارورى تبديل شده كه مـيـوه هـا, شـاخه هايش را زينت بخشيده اند ((تكانى به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد)) (وهزى اليك بجذع النخلة تساقطعليك رطبا جنيا).
(آيه )ـ از اين غذاى لذيذ و نيروبخش ((بخور, و (از آن آب گوارا) بنوش ))(فكلى واشربى ).
((و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار)) ! (وقرى عينا).
و اگر از آينده نگرانى , آسوده خاطر باش ((پس هرگاه بشرى ديدى (و از تو دراين زمينه توضيح خواست ) با اشاره بگو: من براى خداى رحمان روزه گرفته ام (روزه سكوت ) و به همين دليل امروز بـا احـدى سخن نمى گويم )) (فاما ترين من البشر احدا فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم اليوم انسيا).
بنابراين , از هر نظر آسوده خاطر باش و غم و اندوه به خاطرت راه نيابد.
از تعبير آيه چنين بر مى آيد كه نذر روزه سكوت .
بـراى آن قوم و جمعيت , كار شناخته شده اى بود, به همين دليل اين كار را براو ايراد نگرفتند ولى اين نوع روزه در شرع اسلام , مشروع نيست .
از امام على بن الحسين (ع ) در حديثى چنين نقل شده : ((روزه سكوت حرام است )).
از امـيـرمؤمنان على (ع ) مى خوانيم كه از پيامبراسلام (ص ) نقل مى فرمايد:((بايد اولين چيزى كه زن پس از وضع حمل مى خورد رطب باشد)).
و از پاره اى از روايات استفاده مى شود كه بهترين غذاى زن باردار و داروى اورطب است .
(آيه )ـ.
مسيح در گاهواره سخن مى گويد:.
((سـرانـجـام مريم در حالى كه او (كودكش ) را در آغوش گرفته بود, نزد قومش آورد)) (فاتت به قومها تحمله ).
هـنـگـامـى كـه آنها كودكى نوزاد را در آغوش او ديدند, دهانشان از تعجب بازماند, بعضى كه در قضاوت و داورى , عجول بودند گفتند: حيف از آن سابقه درخشان , با اين آلودگى ! و صد حيف از آن دودمـان پـاكـى كـه ايـن گـونه بدنام شد((گفتند: اى مريم ! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى )) ! (قالوا يا مريم لقد جئت شيئا فريا).
(آيـه )ـ بـعـضـى بـه او رو كردند و گفتند: ((اى خواهر هارون ! پدر تو آدم بدى نبود, مادرت نيز هرگز آلودگى نداشت )) (يا اخت هرون ما كان ابوك امرا سووما كانت امك بغيا).
ايـنكه آنها به مريم گفتند: ((اى خواهر هارون )) ! به جهت اين است كه هارون مرد پاك و صالحى بود, آن چنان كه در ميان بنى اسرائيل ضرب المثل شده بود, هركس را مى خواستند به پاكى معرفى كنند مى گفتند: او برادر يا خواهر هارون است .
(آيـه )ـ در اين هنگام , مريم به فرمان خدا سكوت كرد, تنها كارى كه انجام داد اين بود كه : ((اشاره به نوزادش عيسى كرد)) (فاشارت اليه ) اما اين كار بيشترتعجب آنها را برانگيخت .
((بـه او گـفتند: ما چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم )) ؟! (قالواكيف نكلم من كان فى المهد صبيا).
(آيـه )ـ به هر حال , جمعيت از شنيدن اين گفتار مريم نگران و حتى شايدعصبانى شدند آن چنان كـه طـبق بعضى از روايات به يكديگر گفتند: مسخره واستهزا او, از انحرافش از جاده عفت , بر ما سخت تر و سنگينتر است !.
ولـى ايـن حـالـت چـنـدان بـه طول نيانجاميد ؟ چرا كه آن كودك نوزاد زبان به سخن گشود و ((گفت : من بنده خدايم )) (قال انى عبداللّه ).
((او كتاب آسمانى به من مرحمت كرده )) (آتينى الكتاب ).
((و مرا پيامبر قرار داده است )) (وجعلنى نبيا).
(آيـه )ـ ((و خـداونـد مرا وجودى پربركت (وجودى مفيد از هر نظر براى بندگان ) در هر جا باشم قرار داده است )) (وجعلنى مباركا اين ما كنت ).
((و مرا تا زنده ام توصيه به نماز و زكات كرده است )) (واوصينى بالصلوة والزكوة مادمت حيا).
(آيه )ـ و نيز ((مرا نيكوكار و قدردان و خيرخواه , نسبت به مادرم )) قرار داده است (وبرا بوالدتى ).
((و مرا جبار و شقى قرار نداده است )) (ولم يجعلنى جبارا شقيا).
در روايـتى مى خوانيم كه حضرت عيسى (غ ) مى گويد: ((قلب من نرم است ومن خود را نزد خود كوچك مى دانم )) اشاره به اين كه نقطه مقابل جبار و شقى اين دووصف است .
(آيـه )ـ و سرانجام اين نوزاد (حضرت مسيح ) مى گويد: ((و سلام و درودخدا بر من باد آن روز كه متولد شدم , و آن روز كه مى ميرم , و آن روز كه زنده برانگيخته مى شوم )) (والسلا م على يوم ولدت يوم اموت ويوم ابعث حيا).
ايـن جمله هم در مورد يحيى آمده و هم در مورد حضرت مسيح (غ ), با اين تفاوت كه در مورد اول خداوند اين سخن را مى گويد و در مورد دوم مسيح (غ ) اين تقاضا را دارد.
(آيه )ـ.
مگر فرزند براى خدا ممكن است ؟!.
بـعـد از آن كـه قـرآن مجيد در آيات گذشته ترسيم بسيار زنده و روشنى ازماجراى تولد حضرت مـسـيح (ع ) كرد به نفى خرافات و سخنان شرك آميزى كه درباره عيسى گفته اند پرداخته چنين مى گويد: ((اين است عيسى بن مريم )) (ذلك عيسى ابن مريم ).
مـخـصـوصـا در ايـن عـبارت روى فرزند مريم بودن او تاكيد مى كند تا مقدمه اى باشد براى نفى فرزندى خدا.
و بـعـد اضـافـه مى نمايد: ((اين قول حقى است كه آنها در آن شك و ترديدمى كنند)) و هريك در جاده اى انحرافى گام نهادند (قول الحق الذى فيه يمترون ).
(آيـه )ـ در ايـن آيـه با صراحت مى گويد: ((هرگز براى خدا شايسته نبودفرزندى انتخاب كند او منزه و پاك از چنين چيزى است )) (ما كان للّه ان يتخذ من ولد سبحانه ).
بـلـكه ((او هرگاه چيزى را (اراده كند و) فرمان دهد به آن مى گويد: موجود باش آن نيز موجود مى شود)) (اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون ).
اشـاره به اين كه : دارا بودن فرزند ـن چنان كه مسيحيان در مورد خدامى پندارندـ با قداست مقام پـروردگـار سازگار نيست , از يك سو لازمه آن جسم بودن و از سوى ديگر محدوديت , و از سوى سوم نياز خداوند است .
تعبير ((كن فيكون )).
ترسيم بسيار زنده اى از وسعت قدرت خدا و تسلط و حاكميت او در امرخلقت است .
(آيـه )ـ آخـريـن سـخن عيسى بعد از معرفى خويش با صفاتى كه گفته شداين است كه بر مساله تـوحيد مخصوصا در زمينه عبادت تاكيد كرده , مى گويد: ((وخداوند پروردگار من و شماست او را پرستش كنيد اين است راه راست )) (وان اللّه ربى وربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم ).
و بـه ايـن تـرتـيـب مـسـيـح (ع ) از آغاز حيات خود با هرگونه شرك و پرستش خدايان دوگانه و چندگانه مبارزه كرد.
(آيه )ـ ولى با اين همه تاكيدى كه مسيح (ع ) در زمينه توحيد و پرستش خداوند يگانه داشت ((بعد از او گـروهـهايى از ميان پيروانش اختلاف كردند)) و عقايدگوناگونى مخصوصا در باره مسيح ابراز داشتند (فاختلف الا حزاب من بينهم ).
((واى بـه حـال آنها كه راه كفر و شرك را پيش گرفتند, از مشاهده روز عظيم رستاخيز)) (فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم ).
تاريخ مسيحيت نيز به خوبى گواهى مى دهد كه آنها تا چه اندازه بعد ازحضرت مسيح (ع ) در باره او و مساله توحيد اختلاف كردند.
بـعضى گفتند: او خداست كه به زمين نازل شده است ! عده اى را زنده كرده وعده اى را ميرانده سپس به آسمان صعود كرده است !.
بعضى ديگر گفتند: او فرزند خداست !.
و بـعـضـى ديگر گفتند: او يكى از اقانيم سه گانه (سه ذات مقدس ) است , اب وابن و روح القدس (خداى پدر, خداى پسر و روح القدس )!.
و بعضى ديگر گفتند: او سومين آن سه نفر است : خداوند معبود است , اوهم معبود, و مادرش هم معبود!.
سرانجام بعضى گفتند: او بنده خداست و فرستاده او.
و از آنجا كه انحراف از اصل توحيد, بزرگترين انحراف مسيحيان محسوب مى شود در ذيل آيه فوق ديديم كه چگونه خداوند آنها را تهديد مى كند.
(آيـه )ـ ايـن آيـه وضع آنها را در صحنه رستاخيز بيان كرده , مى گويد: ((آنهادر آن روز كه نزد ما مى آيند چه گوشهاى شنوا و چه چشمهايى بينا پيدا مى كنند !ولى اين ستمگران , امروز كه در دنيا هستند در گمراهى آشكارند)) (اسمع بهم وابصريوم ياتوننا لكن الظالمون اليوم فى ضلا ل مبين ).
اصـولا مـشـاهـده آن دادگاه و آثار اعمال , خواب غفلت را از چشم و گوش انسان مى برد, و حتى كوردلان آگاه و دانا مى شوند, ولى چه سود كه اين بيدارى وآگاهى به حال آنها مفيد نيست .
(آيه )ـ بار ديگر روى سرنوشت افراد بى ايمان و ستمگر در آن روز تكيه كرده , مى فرمايد: ((آنان را از روز حسرت [ روز رستاخيز كه براى همه مايه تاسف است ] بترسان , در آن هنگام كه همه چيز پايان مـى يابد ! و آنها در غفلتند و ايمان نمى آورند)) ! (وانذرهم يوم الحسرة اذ قضى الا مروهم فى غفلة وهم لا يؤمنون ).
هـم نـيكوكاران تاسف مى خورند اى كاش بيشتر عمل نيك انجام داده بودند وهم بدكاران چرا كه پرده ها كنار مى رود و حقايق اعمال و نتائج آن بر همه كس آشكارمى شود.
(آيـه )ـ ايـن آيـه بـه هـمـه ظـالمان و ستمگران هشدار مى دهد اين امولى كه در اختيار آنهاست , جـاودانى نيست همان گونه كه حيات خود آنها هم جاودانى نمى باشد, بلكه وارث نهايى همه اينها خداست , مى فرمايد: ((ما زمين و تمام كسانى را كه بر آن هستند به ارث مى بريم و همگى سرانجام به سوى ما باز مى گردند)) (انانحن نرث الا رض ومن عليها والينا يرجعون ). 






![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

