پیشامد . Pishamad
جاده ی زندگی لغزنده است، با زنجـیر ایمان حرکت کنید
فرا رسیدن عید غدیر خم , عید ولایت و امامت , بر عاشقان مبارک باد .*** غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب. . داستان غديــــــــــــــــــر خم صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند. جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خداو پيامبر داناترند. دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) رادر دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختن سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.
مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) توضیحات حجم در خيال خويش ديشب عكس آن دلبر كشيدم برخی از اعمال غدیـــــــــــر ۱ـ تحکیم بیعت با ولایت ۲ـ اظهار سرور و شادمانی ۳ـ مصافحه کردن ۴ـ پیمان اخوت و برادری ۵ـ احسان و انفاق ۶ـ صله رحم ۷ـ رفع حاجت مومنان ۸ ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن ۹ـ تشکیل اجتماع ۱۰ ـ دعا روزه و عبادت ......................... دیشب تولد حضرت عیسی مسیح بود ...! جاتون خالی کل کشور غوغا بود از : اما به توکیو !!! نمیرسید ! جالبه! از ساعت ۲۴:۰۰ شروع میشه تا ۲۴:۳۰ البته اینجا ! اسمون پر از رنگهای زیبا پر از سرو صداهای تق توق دیشب فکرش را میکردم چی میشد تو ایرن برای میلاد اقامون امام زمان هم این ها را زد یه حس قشتگیه ! همه با هم ... در یک زمان .... جالبه که همه دنیا حضرت مریم و حضرت عیسی را میشناسند اکثرا هم میدونیم که مرد خوبی بوده و هست و خواهد بود ! اما یکی نیست به اینها بگه او فرستاده خداست نه پسرش میشه گفت این جا هر روز باهاشون سروکار دارم (مردم مسیحی و....) اما خدا نکنه حرف دین وسط بیاد یکی میگه من که هیچ کدوم را قبول ندارم یعنی کافـــــــــــــر (بهش گفتم خوب شما بیا از هر دینی اطالاعات صحیحشو بدست بیار میگه : من حاضرم کتاب قران را بخونم اما عمرا مسلمون شم چون سخته !!!) یکی میگه از کجا معلوم دین مسیح دورغ باشه یکی میگه الی بلا مسیح پسر خداست یکی میگه شما که مسلمونید چه طور دین ما را رد میکنید اما باز هم میگید مسیح خوبه! یکی میگفت من دوست دارم مسلمون شم چون همه چیزش حقیقت داره اما نمیتونم شراب را ترک کنم ...... خدا عاقبت همون را به خیر بگذرونه ! مطلب زیر بر گرفته ازسوره مریم (میدونم زیاده اما ضرر نداره بخونید )
سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا
نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از
رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي
ردیف
اجرا
(KB)زمان
1
مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)
![]()
1,280
0:20:44
2
مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)
![]()
1,081
0:17:29
زحمت بسيار بردم منت بي مر كشيدم
اول از زلفش كشيدم تا كه سازم خرمن گل
مستي چشمش چو ديدم پر زمي ساغر كشيدم
ميكشيدم من لبانش نقطه اي افتاد بر لب
با زبان پاكش نمودم از ازل بهتر كشيد م
ميكشيدم ابروانش تا سحر بر صفحه دل
واي از آن ابرو كشيدن همچو يك خنجر كشيدم
ميكشيدم در خيالم قامت رعنای او را
راستی قامت قيامت بودو من محشر كشيدم
در سخاوت حاتم طایی گدای آستانش
در شجاعت عالمي بر درگهش نوكر كشيدم
صبح شد ديدم كه ديشب در نظرگاه خيالم
عكس مولايم علی مرتضي حيدر كشيدم 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ما که کم نمیاریم !اما سرمون هم سوت میکشه ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

برگرفته از تفسیر سوره مریم
اگـر رسيدن به مقام عقل و نبوت در كودكى , شگفت انگيز است , سخن گفتن در گهواره آن هم از كتاب و نبوت , شگفت انگيزتر است .
و به هر حال هر دو آيتى است از قدرت خداوند بزرگ , يكى از ديگرى بزرگتر, و اتفاقا هر دو مربوط به كسانى است كه با هم قرابت بسيار نزديك از جهت نسب داشتند چرا كه مادر يحيى خواهر مادر مريم بود, و هر دو زنانى نازا و عقيم بودند و در آرزوى فرزندى صالح به سر مى بردند.
آيـه مـى گـويد: ((و در كتاب آسمانى قرآن از مريم سخن بگو آنگاه كه از خانواده خود (به صورت مـتـواضـعـانـه و گمنام ) جدا شده و در يك منطقه شرقى قرار گرفت ))(واذكر فى الكتاب مريم اذانتبذت من اهلها مكانا شرقيا).
او در حـقيقت مى خواست مكانى خالى و فارغ از هرگونه دغدغه پيدا كند كه به راز و نياز با خداى خود بپردازد.
(آيه )ـ در اين هنگام , مريم ((ميان خود و آنان حجابى افكند)) تاخلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد (فاتخذت من دونهم حجابا).
((در ايـن هـنگام ما روح خود (يكى از فرشتگان بزرگ ) را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسان كـامـل بـى عيب و نقص و خوش قيافه اى بر مريم ظاهر شد))(فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا).
(آيه )ـ پيداست كه در اين موقع مريم از ديدن چنين منظره اى كه مردبيگانه زيبايى به خلوتگاه او راه يـافته چه ترس و وحشتى به او دست مى دهد ؟ لذابلافاصله ((صدا زد: من به خداى رحمان از تو پناه مى برم اگر پرهيزكار هستى )) (قالت انى اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقيا).
و اين نخستين لرزه اى بود كه سراسر وجود مريم را فراگرفت .
بردن نام خداى رحمان , و توصيف او به رحمت عامه اش از يك سو, وتشويق او به تقوا و پرهيزكارى از سوى ديگر, همه براى آن بود كه اگر آن شخص ناشناس قصد سوئى دارد او را كنترل كند.
(آيـه )ـ مـريـم با گفتن اين سخن در انتظار عكس العمل آن مرد ناشناس بود,انتظارى آميخته با وحـشـت و نـگـرانى بسيار, اما اين حالت ديرى نپاييد, ناشناس زبان به سخن گشود و ماموريت و رسـالـت عظيم خويش را چنين بيان كرد و ((گفت : من فرستاده پروردگار توام )) ! (قال انما انا رسول ربك ).
ايـن جـمـلـه هـمچون آبى كه بر آتش بريزد, به قلب پاك مريم آرامش بخشيدولى اين آرامش نيز چـندان طولانى نشد, چرا كه بلافاصله افزود: من آمده ام ((تا پسر پاكيزه اى (از نظر خلق و خوى و جسم و جان ) به تو ببخشم )) ! (لا هب لك غلا ما زكيا).
(آيـه )ـ از شنيدن اين سخن لرزش شديدى وجود مريم را فرا گرفت و بارديگر در نگرانى عميقى فرو رفت و ((گفت : چگونه ممكن است من صاحب پسرى شوم , در حالى كه تا كنون انسانى با من تـماس نداشته و هرگز زن آلوده اى نبوده ام )) ؟!(قالت انى يكون لى غلا م ولم يمسسنى بشر ولم اك بغيا).
او در اين حال تنها به اسباب عادى مى انديشيد.
(آيه )ـ اما به زودى توفان اين نگرانى مجدد با شنيدن سخن ديگرى ازپيك پروردگار فرو نشست او بـا صراحت به مريم ((گفت : مطلب همين است كه پروردگارت فرموده , اين كار بر من سهل و آسان است )) (قال كذلك قال ربك هوعلى هين ).
تـو كـه خوب از قدرت من آگاهى , تو كه ميوه هاى بهشتى را در فصلى كه دردنيا شبيه آن وجود نـداشـت در كنار محراب عبادت خويش ديده اى , تو كه ميدانى جدت ((آدم )) از خاك آفريده شد, اين چه تعجب است كه از اين خبر دارى ؟!.
سپس افزود: ((و ما مى خواهيم او را آيه و اعجازى براى مردم قرار دهيم ))(ولنجعله آية للناس ).
و ما مى خواهيم او را ((رحمتى از سوى خود)) براى بندگان بنماييم (ورحمة منا).
و به هر حال ((اين امرى است پايان يافته )) و جاى گفتگو ندارد (وكان امرا مقضيا).
(آيه )ـ.
مريم در كشاكش سخت ترين طوفانهاى زندگى :.
((سرانجام مريم باردار شد)) (فحملته ) و آن فرزند موعود در رحم او جاى گرفت .
((اين امر سبب شد كه او (از بيت المقدس ) به مكان دوردستى برود))(فانتبذت به مكانا قصيا).
او در اين حالت در ميان يك بيم و اميد, يك حالت نگرانى توام با سروربه سر مى برد, گاهى به اين مى انديشيد كه اين حمل سرانجام فاش خواهد شد, چه كسى از من قبول مى كند زنى بدون داشتن همسر باردار شود, من با اين اتهام چه كنم ؟.
امـا از سـوى ديگر, احساس مى كرد كه اين فرزند پيامبر موعود الهى است يك تحفه بزرگ آسمانى مـى بـاشـد, خـداونـدى كه مرا به چنين فرزندى بشارت داده و باچنين كيفيت معجزآسايى او را آفريده چگونه تنهايم خواهد گذاشت ؟.
(آيـه )ـ هر چه بود دوران حمل پايان گرفت , گرچه در اين حالت زنان به آشنايان و دوستان خود پـناه مى برند تا براى تولد فرزند به آنها كمك كنند, ولى چون وضع مريم يك وضع استثنايى بود و هرگز نمى خواست كسى وضع حمل او راببيند, با آغاز درد زائيدن , راه بيابان را پيش گرفت .
قـرآن در ايـن زمـيـنه مى گويد: ((درد وضع حمل , او را به كنار درخت خرمايى كشاند)) (فاجاها المخاض الى جذع النخلة ).
كه تنها بدنه اى از آن درخت باقى مانده , يعنى درختى خشكيده بود.
در اين حالت , توفانى از غم و اندوه , سراسر وجود پاك مريم را فراگرفت به قدرى اين توفان سخت بود كه اين بار بر دوشش سنگينى مى كرد كه بى اختيار((گفت : اى كاش پيش از اين مرده بودم و بكلى فراموش مى شدم )) ! (قالت يا ليتنى مت قبل هذا وكنت نسيا منسيا).
بـديـهـى اسـت تنها ترس تهمتهاى آينده نبود كه قلب مريم را مى فشرد,مشكلات و مصائب ديگر مـانند وضع حمل بدون قابله و دوست و ياور, دربيابانى تنهاى تنها, نبودن محلى براى استراحت , آبى براى نوشيدن و غذا براى خوردن , وسيله براى نگاهدارى مولود جديد, اينها همه امورى بود كه سخت او را تكان مى داد.
(آيـه )ـ اما اين حالت زياد به طول نيانجاميد و همان نقطه روشن اميد كه همواره در اعماق قلبش وجـود داشـت درخـشـيـدن گـرفت ;Š ((ناگهان از طرف پايين پايش صدا زد كه : غمگين مباش ! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرارداده است )) (فناديها من تحتها الا تحزنى قد جعل ربك تحتك سريا).
(آيه )ـ و نظرى به بالاى سرت بيفكن چگونه ساقه خشكيده به درخت نخل بارورى تبديل شده كه مـيـوه هـا, شـاخه هايش را زينت بخشيده اند ((تكانى به اين درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ريزد)) (وهزى اليك بجذع النخلة تساقطعليك رطبا جنيا).
(آيه )ـ از اين غذاى لذيذ و نيروبخش ((بخور, و (از آن آب گوارا) بنوش ))(فكلى واشربى ).
((و چشمت را (به اين مولود جديد) روشن دار)) ! (وقرى عينا).
و اگر از آينده نگرانى , آسوده خاطر باش ((پس هرگاه بشرى ديدى (و از تو دراين زمينه توضيح خواست ) با اشاره بگو: من براى خداى رحمان روزه گرفته ام (روزه سكوت ) و به همين دليل امروز بـا احـدى سخن نمى گويم )) (فاما ترين من البشر احدا فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم اليوم انسيا).
بنابراين , از هر نظر آسوده خاطر باش و غم و اندوه به خاطرت راه نيابد.
از تعبير آيه چنين بر مى آيد كه نذر روزه سكوت .
بـراى آن قوم و جمعيت , كار شناخته شده اى بود, به همين دليل اين كار را براو ايراد نگرفتند ولى اين نوع روزه در شرع اسلام , مشروع نيست .
از امام على بن الحسين (ع ) در حديثى چنين نقل شده : ((روزه سكوت حرام است )).
از امـيـرمؤمنان على (ع ) مى خوانيم كه از پيامبراسلام (ص ) نقل مى فرمايد:((بايد اولين چيزى كه زن پس از وضع حمل مى خورد رطب باشد)).
و از پاره اى از روايات استفاده مى شود كه بهترين غذاى زن باردار و داروى اورطب است .
(آيه )ـ.
مسيح در گاهواره سخن مى گويد:.
((سـرانـجـام مريم در حالى كه او (كودكش ) را در آغوش گرفته بود, نزد قومش آورد)) (فاتت به قومها تحمله ).
هـنـگـامـى كـه آنها كودكى نوزاد را در آغوش او ديدند, دهانشان از تعجب بازماند, بعضى كه در قضاوت و داورى , عجول بودند گفتند: حيف از آن سابقه درخشان , با اين آلودگى ! و صد حيف از آن دودمـان پـاكـى كـه ايـن گـونه بدنام شد((گفتند: اى مريم ! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى )) ! (قالوا يا مريم لقد جئت شيئا فريا).
(آيـه )ـ بـعـضـى بـه او رو كردند و گفتند: ((اى خواهر هارون ! پدر تو آدم بدى نبود, مادرت نيز هرگز آلودگى نداشت )) (يا اخت هرون ما كان ابوك امرا سووما كانت امك بغيا).
ايـنكه آنها به مريم گفتند: ((اى خواهر هارون )) ! به جهت اين است كه هارون مرد پاك و صالحى بود, آن چنان كه در ميان بنى اسرائيل ضرب المثل شده بود, هركس را مى خواستند به پاكى معرفى كنند مى گفتند: او برادر يا خواهر هارون است .
(آيـه )ـ در اين هنگام , مريم به فرمان خدا سكوت كرد, تنها كارى كه انجام داد اين بود كه : ((اشاره به نوزادش عيسى كرد)) (فاشارت اليه ) اما اين كار بيشترتعجب آنها را برانگيخت .
((بـه او گـفتند: ما چگونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم )) ؟! (قالواكيف نكلم من كان فى المهد صبيا).
(آيـه )ـ به هر حال , جمعيت از شنيدن اين گفتار مريم نگران و حتى شايدعصبانى شدند آن چنان كـه طـبق بعضى از روايات به يكديگر گفتند: مسخره واستهزا او, از انحرافش از جاده عفت , بر ما سخت تر و سنگينتر است !.
ولـى ايـن حـالـت چـنـدان بـه طول نيانجاميد ؟ چرا كه آن كودك نوزاد زبان به سخن گشود و ((گفت : من بنده خدايم )) (قال انى عبداللّه ).
((او كتاب آسمانى به من مرحمت كرده )) (آتينى الكتاب ).
((و مرا پيامبر قرار داده است )) (وجعلنى نبيا).
(آيـه )ـ ((و خـداونـد مرا وجودى پربركت (وجودى مفيد از هر نظر براى بندگان ) در هر جا باشم قرار داده است )) (وجعلنى مباركا اين ما كنت ).
((و مرا تا زنده ام توصيه به نماز و زكات كرده است )) (واوصينى بالصلوة والزكوة مادمت حيا).
(آيه )ـ و نيز ((مرا نيكوكار و قدردان و خيرخواه , نسبت به مادرم )) قرار داده است (وبرا بوالدتى ).
((و مرا جبار و شقى قرار نداده است )) (ولم يجعلنى جبارا شقيا).
در روايـتى مى خوانيم كه حضرت عيسى (غ ) مى گويد: ((قلب من نرم است ومن خود را نزد خود كوچك مى دانم )) اشاره به اين كه نقطه مقابل جبار و شقى اين دووصف است .
(آيـه )ـ و سرانجام اين نوزاد (حضرت مسيح ) مى گويد: ((و سلام و درودخدا بر من باد آن روز كه متولد شدم , و آن روز كه مى ميرم , و آن روز كه زنده برانگيخته مى شوم )) (والسلا م على يوم ولدت يوم اموت ويوم ابعث حيا).
ايـن جمله هم در مورد يحيى آمده و هم در مورد حضرت مسيح (غ ), با اين تفاوت كه در مورد اول خداوند اين سخن را مى گويد و در مورد دوم مسيح (غ ) اين تقاضا را دارد.
(آيه )ـ.
مگر فرزند براى خدا ممكن است ؟!.
بـعـد از آن كـه قـرآن مجيد در آيات گذشته ترسيم بسيار زنده و روشنى ازماجراى تولد حضرت مـسـيح (ع ) كرد به نفى خرافات و سخنان شرك آميزى كه درباره عيسى گفته اند پرداخته چنين مى گويد: ((اين است عيسى بن مريم )) (ذلك عيسى ابن مريم ).
مـخـصـوصـا در ايـن عـبارت روى فرزند مريم بودن او تاكيد مى كند تا مقدمه اى باشد براى نفى فرزندى خدا.
و بـعـد اضـافـه مى نمايد: ((اين قول حقى است كه آنها در آن شك و ترديدمى كنند)) و هريك در جاده اى انحرافى گام نهادند (قول الحق الذى فيه يمترون ).
(آيـه )ـ در ايـن آيـه با صراحت مى گويد: ((هرگز براى خدا شايسته نبودفرزندى انتخاب كند او منزه و پاك از چنين چيزى است )) (ما كان للّه ان يتخذ من ولد سبحانه ).
بـلـكه ((او هرگاه چيزى را (اراده كند و) فرمان دهد به آن مى گويد: موجود باش آن نيز موجود مى شود)) (اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون ).
اشـاره به اين كه : دارا بودن فرزند ـن چنان كه مسيحيان در مورد خدامى پندارندـ با قداست مقام پـروردگـار سازگار نيست , از يك سو لازمه آن جسم بودن و از سوى ديگر محدوديت , و از سوى سوم نياز خداوند است .
تعبير ((كن فيكون )).
ترسيم بسيار زنده اى از وسعت قدرت خدا و تسلط و حاكميت او در امرخلقت است .
(آيـه )ـ آخـريـن سـخن عيسى بعد از معرفى خويش با صفاتى كه گفته شداين است كه بر مساله تـوحيد مخصوصا در زمينه عبادت تاكيد كرده , مى گويد: ((وخداوند پروردگار من و شماست او را پرستش كنيد اين است راه راست )) (وان اللّه ربى وربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم ).
و بـه ايـن تـرتـيـب مـسـيـح (ع ) از آغاز حيات خود با هرگونه شرك و پرستش خدايان دوگانه و چندگانه مبارزه كرد.
(آيه )ـ ولى با اين همه تاكيدى كه مسيح (ع ) در زمينه توحيد و پرستش خداوند يگانه داشت ((بعد از او گـروهـهايى از ميان پيروانش اختلاف كردند)) و عقايدگوناگونى مخصوصا در باره مسيح ابراز داشتند (فاختلف الا حزاب من بينهم ).
((واى بـه حـال آنها كه راه كفر و شرك را پيش گرفتند, از مشاهده روز عظيم رستاخيز)) (فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم ).
تاريخ مسيحيت نيز به خوبى گواهى مى دهد كه آنها تا چه اندازه بعد ازحضرت مسيح (ع ) در باره او و مساله توحيد اختلاف كردند.
بـعضى گفتند: او خداست كه به زمين نازل شده است ! عده اى را زنده كرده وعده اى را ميرانده سپس به آسمان صعود كرده است !.
بعضى ديگر گفتند: او فرزند خداست !.
و بـعـضـى ديگر گفتند: او يكى از اقانيم سه گانه (سه ذات مقدس ) است , اب وابن و روح القدس (خداى پدر, خداى پسر و روح القدس )!.
و بعضى ديگر گفتند: او سومين آن سه نفر است : خداوند معبود است , اوهم معبود, و مادرش هم معبود!.
سرانجام بعضى گفتند: او بنده خداست و فرستاده او.
و از آنجا كه انحراف از اصل توحيد, بزرگترين انحراف مسيحيان محسوب مى شود در ذيل آيه فوق ديديم كه چگونه خداوند آنها را تهديد مى كند.
(آيـه )ـ ايـن آيـه وضع آنها را در صحنه رستاخيز بيان كرده , مى گويد: ((آنهادر آن روز كه نزد ما مى آيند چه گوشهاى شنوا و چه چشمهايى بينا پيدا مى كنند !ولى اين ستمگران , امروز كه در دنيا هستند در گمراهى آشكارند)) (اسمع بهم وابصريوم ياتوننا لكن الظالمون اليوم فى ضلا ل مبين ).
اصـولا مـشـاهـده آن دادگاه و آثار اعمال , خواب غفلت را از چشم و گوش انسان مى برد, و حتى كوردلان آگاه و دانا مى شوند, ولى چه سود كه اين بيدارى وآگاهى به حال آنها مفيد نيست .
(آيه )ـ بار ديگر روى سرنوشت افراد بى ايمان و ستمگر در آن روز تكيه كرده , مى فرمايد: ((آنان را از روز حسرت [ روز رستاخيز كه براى همه مايه تاسف است ] بترسان , در آن هنگام كه همه چيز پايان مـى يابد ! و آنها در غفلتند و ايمان نمى آورند)) ! (وانذرهم يوم الحسرة اذ قضى الا مروهم فى غفلة وهم لا يؤمنون ).
هـم نـيكوكاران تاسف مى خورند اى كاش بيشتر عمل نيك انجام داده بودند وهم بدكاران چرا كه پرده ها كنار مى رود و حقايق اعمال و نتائج آن بر همه كس آشكارمى شود.
(آيـه )ـ ايـن آيـه بـه هـمـه ظـالمان و ستمگران هشدار مى دهد اين امولى كه در اختيار آنهاست , جـاودانى نيست همان گونه كه حيات خود آنها هم جاودانى نمى باشد, بلكه وارث نهايى همه اينها خداست , مى فرمايد: ((ما زمين و تمام كسانى را كه بر آن هستند به ارث مى بريم و همگى سرانجام به سوى ما باز مى گردند)) (انانحن نرث الا رض ومن عليها والينا يرجعون ).
| Design By : Night Skin |






