پیشامد . Pishamad
جاده ی زندگی لغزنده است، با زنجـیر ایمان حرکت کنید
وقتي راه رفتن آموختي ، دويدن بياموز ، دويدن که آموختي پرواز را... راه رفتن بياموز زيرا راه هايي که مي روي جزئي از تو مي شوند و سر زمين ها يي که مي پيمايي بر مساحت تو اضافه مي کنند . دويدن بياموز چون هر چه را که بخواهي دور است وهر قدر که زود باشي دير . وپرواز را ياد بگير نه براي اينکه از زمين جدا باشي براي آنکه به اندازه فاصله زمين تا آسمان گسترده شوي . من راه رفتن را از يک سنگ آموختم،دويدن را از يک کرم خاکي و پرواز را از يک درخت . باد ها از رفتن چيزي به من نگفتند زيرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمي شناختند ! پلنگان هم دويدن يادم ندادند وپرندگان نيز پرواز را. اما سنگي که درد سکون کشيده بود رفتن را مي شناخت و کرمي که دراشتياق دويدن سوخته بود دويدن را مي فهميد و درختي که پايش در گل بود از پرواز بسيار مي دانست. آنها از حسرت به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به معرفت... راه رفتن بياموز زيرا هر روز بايد از خودت تا خدا گام بر داري. دويدن بياموز زيرا چه بهتر از خودت تا خدا بدوي. و پرواز ياد بگير زيرا بايد روزي از خودت تا خدا پر بزني. هر چند تا خدا راهي نيست......
| Design By : Night Skin |


