تبليغاتX
پیشامد . Pishamad


پیشامد . Pishamad

جاده ی زندگی لغزنده است، با زنجـیر ایمان حرکت کنید

مردی با خود زمزمه کرد : خدایا با من حرف بزن
یه سار شروع به خواندن کرد ! اما مرد نشنید
مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن
آذرخش در آسمان غرید اما مرد اعتنائی نکرد
مرد به طرف خود نگاه کرد و گفت :
پس تو کجائی ؟؟ بگذار تو را ببینم ...
ستاره ای درخشید اما مرد ندید
مرد فریاد کشید خدایا یک معجزه به من نشان بده
کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد
مرد در نهایت یاس فریاد زد
خدایا خودت رابمن نشان بده و بگذار تو را ببینم
از تو خواهش می کنم
پروانه ای روی دست مرد نشست
و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد
ما خدارا گم می کنیم
در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست
تا بحال چند بار خوشی هایمان را آرام و بی بهانه به او گفته ایم ؟
تا بحال به او گفته ای که چقدر خوشبختی ؟
که چه خوب که او هست ؟
خدا همراه همیشگی سختیها و خستگی های ماست
زمانی که خسته و درمانده به طرفش می رویم
خیال می کنیم تنها زمانی که به خواسته خود برسیم
او ما را دیده و حس کرده
اما گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی از خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه او به ماست
تا خداهست جایی برای نا امیدی نیست
خوشید را باور دارم حتی اگر نتابد
به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم
به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد .

نوشته شده در یکشنبه 1387/05/13ساعت 21:30 توسط پیشامد| |


Design By : Night Skin